3-1- پیروی از هوا………………………………………………………………………………………………… 86

3-2- پیروی از ظن و گمان ………………………………………………………………………………….. 89

3-3- جهل ، استکبار ، رفاه زدگی…………………………………………………………………………. 90

3-3-1- جهل …………………………………………………………………………………………………………. 91

3-3-2- استکبار …………………………………………………………………………………………………… 94

3-3-3- رفاه زدگی و ناز پروردگی ……………………………………………………………………….. 99

3-4- حسد ، انتقام ، سکوت در برابر ظلم …………………………………………………………. 101

3-4-1- حسد ……………………………………………………………………………………………. 101

3-4-2- انتقام ………………………………………………………………………………………………….102

3-4-3- سکوت در برابر ظلم………………………………………………………………………………103

فصل چهارم : آثار وعواقب ظلم

4-1- از بین رفتن امنیت و بوجود آمد قحطی …………………………………………………… 106

4-1-1- از بین رفتن امنیت جانی و استقرار اجتماعی ………………………………………..106

4-1-2- نزول قحطی و خشکسالی ………………………………………………………………………. 107

4-2- محروم ماندن ظالمین از هدایت و رستگاری …………………………………………… 110

4-2-1- محروم ماندن ظالمین از هدایت ……………………………………………………………. 110

4-2-2- محروم ماندن ظالمین از رسمگاری………………………………………………………… 112

4-3- سقوط دولت ظالم ………………………………………………………………………………………. 114

4-3-1- ضعف دولت ظالم……………………………………………………………………………………… 116

4-3-2- نابودی واز ریشه در آمدن دولت ظلم ……………………………………………………117

4-3-3- نمونه هایی از دولت های ظالم نابود شده ……………………………………………..122

فصل پنجم : راههای مقابله با ظلم و پیشگیری از آن

5-1- توبه از ظلم و انکار آن …………………………………………………………………………………. 134

پایان نامه

5-1-1- توبه از ظلم ………………………………………………………………………………………………. 135

5-1-2- انکار ظلم ………………………………………………………………………………………………….. 138

5-2- دوری از تمایل به ظالمین ، ترک همنشینی با آنان و یاری نمودن انها … 144

5-2-1- دوری از تمایل به ظالمین ……………………………………………………………………… 144

5-2-2- ترک مجالس ظالمین ……………………………………………………………………………… 144

5-2-3- نهی از یاری وکمک به ظالمین ……………………………………………………………… 145

5-3- عبرت گرفتن از سرگذشت ظالمین …………………………………………………………… 146

5-4 – دعا و فراخوان عمومی ……………………………………………………………………………….. 149

5-5- انتقام از ظالم و مبارزه با ظالمین ، گذشت هنگام قدرت………………………….. 152

5-5-1- انتقام از ظالم و مبارزه با ظالمین ………………………………………………………….. 152

5-5-2- گذشت از ظلم به هنگام قدرت………………………………………………………………. 157

نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………………. 160

منابع………………………………………………………………………………………………………………………….. 163

-1- مقدمه( طرح موضوع یا مسأله تحقیق)

ظلم از جمله صفات پست و اخلاق رذیله است. به همین خاطر خداوند خود را از آن منزه می داند و می فرماید: ” إنِّ اللهَ لایَظلمُ النّاسَ شَیئاً وَلکنّ النّاسَ أنفسَهم یظلمونَ” (یونس:44) بلکه فراتر از آن خدا آنرا بر خود حرام کرده است. در حدیث قدسی که ابوذر (رض) از پیامبر روایت می کند آمده است: “یا عبادی إنّی حرّمتُ الظلم علی نفسی و جعلته بینکم مُحَرَّماً فلا تظالموا” (مسلم). ” ای بندگانم بدرستی که من ظلم را بر خود حرام کردم و آنرا بین شما حرام قرار دادم پس به همدیگر ظلم نکنید.”

ظلم از بزرگترین بلاهایی است که بشریت به آن مبتلا می باشد که مایه بدبختی فرد و جامعه است. می توان گفت هر مصیبتی که بر افراد و ملتها واقع می شود سبب آن ظلم است و قرآن این حقیقت را تایید و بیان می کند که سبب نابودی شهرها و امتها ظلمی است که مردم آن مرتکب می شوند: ” و ما کنّا مُهلِکِی القری إلّا و أهلُها ظالمون” (قصص:59) و همچنین می فرماید:” وَ ما کان ربک لِیُهلِکَ القری بظلمٍ و اهلها مصلحون” (هود:117)

با تدبر در قرآن می توان دریافت که نصوص بسیاری وجود دارد که ظلم و اهل آنرا مذمت می کند و بندگان را از آن بر حذر می دارد. خداوند در بیشتر از 250 جایگاه با اسلوبهای مختلف و در اشتقاقهای متنوع از آن نهی کرده است. گاهی با تنزیه خود از این صفت « و ما ربک بظلام للعبید » (فصلت:46) و گاهی با امر به عدالت با همه مردم حتی با غیرمسلمانان « و لا یجرِمَنَّکم شنئان قومً علی ألا تعدلوا إعدلو هو اقرب للتقوی » (مائده:8). گاهی ظلم را با مذمت اهل آن که همراه با خشم خداوند بر آنهاست مذمت می کنند « و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماً » (طه:111). و خداوند گناهان را به ظلم وصف می کند و می فرماید : « قالا ربنا ظلمنا انفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین » (اعراف:23)

با توجه به تقسیم بندی که در مورد انواع ظلم صورت می گیرد چنین برمی آید که یک انسان در سه جهت مرتکب ظلم می شود : 1. ظلم به خود- 2. ظلم به خدا- 3. ظلم به دیگران .

قرآن کریم به هر سه شکل آن در آیات مختلف اشاره کرد است برای هرکدام از آنها راههایی را برای رهایی از آن فراروی انسانها گذاشته است و به کرّات بیان کرده است که انسانها نه مرتکب ظلم شوند و نه ظلم را بپذیرند .

ظلم به خویش آن است که شخص جایگاه خود را نشناسد و خود را برتر از آن چیزی که هست قرار دهد و به تبع این خود برتر بینی تن به اطاعت خدا نسپرد و اینگونه است که گرفتار غم و اندوه (انبیا:87 و 88)، ذلت خواری( نحل:27 و 28)، و دیگر عذابهای دنیوی (اعراف: 160 تا 162). چون عذاب استیصال (هود:100 تا 102)، نابودی اقوام و جوامع و به ارث ماندن سرزمین و مساکن آنان برای دیگران (ابراهیم:45)، خودکشی (بقره:51 تا 54) و فروپاشی جامعه (سبأ:17 تا 19) می شوند.

ظلم در حق خدا اشکال و اقسام مختلف و متنوعی دارد که از جمله آنها شرک، کفر و نفاق است. خداوند در سوره لقمان از زبان ایشان می فرماید: “إنّ الشرک لظلمّ عظیم” ظلم به دیگران در تجاوز به آبرو و شخصیت آنها، تجاوز به مال و بدن، یا هر صورتی از تجاوز نمود پیدا می کند که همه آنها حرام بوده و جایز نمی باشد.

اگر به آثار و پیامدهایی که قرآن برای ظلم به نفس و خدا بیان کرده است توجه و تأمل کافی شود دانسته می شود که پیامدهای اجتماعی آن بیشتر و نمودارتر است. از این رو گفته شده که ریشه و خاستگاه ظلم و ستم اجتماعی (ظلم به دیگران) را می بایست در ظلم به خدا و خود دانست که به شکل اجتماعی و رفتاری بروز می کند.

در تاریخ پر افتخار اسلام نمونه های درخشانی از راههای مبارزه با ظلم وجود دارد که هرکدام آنها یا نشان از منع بوجود آمدن ظلم، با حمایت مظلوم (حلف الفضول) بود و یا تن ندادن به ظلم( هجرت های مختلف، دعوت ها و قتال ها و…). از دیگر راههای برون رفت از ظلم میتوان به: انکار بر ظالم، عدم همکاری با ظالم، یاری ننمودن ظالم بر ظلمش و اینکه برماندن ظالم یاری نشود اشاره نمود.

1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق

تردیدی نیست که آثار و پیامدهای ظلم چه بر فرد و چه بر جامعه چنان است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت بلکه باید هرچه بیشتر و دقیقتر ظلم را شناخته و در حد توان آنرا ریشه کن کرد.

بعضی تصور می کنند که کشتن عمدی شخص، زدن و اسیر کردن او ظلم می باشد و تصور می کنند که قاتل و ضارب ظالمند و محکوم مظلوم. و گمان می کنند که ظلم یعنی محروم کردن دیگران از بهره مندی و استفاده از تلاشها و نتایج کارشان و به شکل عام بعضی از آنها تصور می کنند که ظلم تجاوز صریح به نفس یا مال یا حقوق طبیعی فرد یا جامعه می باشد که منجر به ایجاد نفرت و کراهت نزد مردم می شود درحالیکه موضوع ظلم بسار گسترده تر از این می باشد. موضوع ظلم معنایش تجاوز به قانون طبیعی زندگی می باشد . (کرمی، 71، 2)

علت اینکه خداوند اینچنین از ظلم نهی و به عدالت امر می کند این است که عدالت برای زندگی اجتماعی همانند نفس حیات است برای کائنات زنده و برای ملتها مانند آب شیرین است در آبیاری زراعتها. دیده نشده است که امتی ستم کند ، یا حاکمی ظالم باشد و یا خانواده ای سرکشی نماید مگر اینکه خداوند با قدرت خود از کسانی که سنت لایتغیر او را عبث شمردند و از دعوتش غافل ماندند، انتقام گرفت. (السبکی، 72ش، ص 3)

حال که چنین است که این میکروب کشنده و هلاک کننده از نشر و گسترش آن چیزی جز فقر و محرومیت، جهل و تخلف و سنگدلی و خشونت و جنایت و خونریزی عاید انسانها نمی شود، نگارنده بر آن شد تا با بررسی آیات مربوط به ظلم بصورت کلی حقیقت ظلم ، انواع و آثار آن و راههای اصلاحی و برون رفت از آن را در پرتو قرآن بررسی نماید. امید که در آگاه نمودن خود و دیگران در ایجاد جامعه ای که قرآن از آن یاد می کند و می خواهد که خالی از هرگونه ظلم و بی عدالتی باشد و هرکسی این اطمینان را داشته باشد که به آنچه که حق اوست خواهد رسید، گام کوچکی گذاشته باشد.

1-3- پیشینه تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...